– اختلال نارسا توجه/ فزون ­کنشی و اختلال­ های همبود

گروهی که ممکن است در حوزه نوشتن مشکل داشته باشند، دانش­آموزان دچار اختلال نارسا توجه/ فزون­کنشی می­باشند (بارکلی، 2006). دانش­آموزان دچار این اختلال بیشتر اوقات مشکلات تحصیلی دارند و نمرات آزمون پیشرفت تحصیلی آنان پایین تر از همسالانشان است (کارلسون وتام، 2000؛ فرانکن برگر و کانن، 1999). در نتیجه، ترک تحصیل، اخراج از مدرسه، و نرخ مردودی در بین آنان بیشتر است (بارکلی، 1998، ویس و هتچمن، 1993). افزون بر آن، 40-20 درصد این دانش­آموزان اختلالات یادگیری دارند (بارکلی، 1998). در واقع، اختلال نارساتوجه/ فزون­کنشی می تواند با اختلالات یادگیری همبود گردد. زارع بهرام­آبادی و گنجی (1392) نشان دادند که میزان همبودی این دو اختلال 54/4 درصد، و میزان همبودی این دو اختلال در پسرها حدود سه برابر دخترها می­باشد. بارکلی (1997) میزان همبودی اختلال نارسا توجه/ فزون­کنشی و اختلال نوشتن را حدود 54 درصد گزارش کرده است. مایس، کالهون، و کراول[1](2000) در پژوهشی با عنوان ناتوانی­های یادگیری و اختلال نارسا­توجه­/ فزون کنشی، مشکلات قابل توجهی را در بیان نوشتاری این دانش آموزان گزارش کردند. همچنین، رستا و الیوت[2](1994) 21 پسر دچار اختلال نارسا توجه/ فزون­کنشی را، که به درمانگاه مراجعه کرده بودند، مورد مطالعه قرار دادند. نمره های انشای این دانش آموزان، به طور معنی داری، در توانایی نوشتن، پیچیدگی کلمه، و سودمندی، کمتر از گروه گواه بود.  ری، پدرون، و کارنولدی[3](2007) مهارت­های نوشتاری دانش آموزان دچار اختلال نارسا توجه/ فزون­کنشی را بررسی کردند، و دریافتند که کودکان دچار این اختلال، نسبت به افراد عادی انشاهای کوتاه­تر، با خطاهای بیشتر، و کیفیت کمتر می­نویسند. همچنین در یک مطالعه نوشتن توضیحی، دلاپاز (2001) گزارش کرد که کودکان دچار این اختلال، به طور متوسط انشاهای کوتاه، و با کیفیت کمتر می نویسند، و عناصر اصلی انشا را حذف می­کنند. برخی شواهد از عوامل ژنتیکی مشترک میان اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی و اختلال­های هجی­کردن حمایت می­کنند (گرجی، 1383).

4-2-2- سبب شناسی نارسایی نوشتن در کودکان با اختلال نارسا توجه/ فزون کنشی

شواهد حاکی از آن است که دانش­آموزان با اختلال نارساتوجه/ فزون کنشی، راهبردهای بی­تاثیری در نوشتن انتخاب می­کنند. برای مثال، اونیل و داگلاس (1996) نشان دادند که این دانش­آموزان با اینکه از راهبردهای موثر آگاهی دارند، آنها را به کار نمی­گیرند. طبق این دیدگاه، کاستی­هایی در بازداری رفتاری، عملکردهای اجرایی مورد نیاز برای فرایند نوشتن را تحت تاثیر قرار می دهد. شالیک، مازوچی، کاسنر، ماتر، و رومیتی (2002) در پژوهشی آزمایشی نشان دادند که تنها نه و نیم درصد از کودکان با اختلال نارسا توجه­/ فزون کنشی از راهبرد استفاده کردند، در حالی که 47 درصد افراد گروه کنترل از راهبردهای موثر در نوشته­ی خود استفاده کردند. تانت و داگلاس[4] (1982) نشان داده­اند که توسعه راهبردهای موثر برای تسلط بر مواد پیچیده، می­تواند توسط این دانش­آموزان بازداری شود. به طور مشابه هاملت، پلایگرینی، و کانرز[5] (1987) دریافتند که دانش آموزان دچار این اختلال، کمتر از راهبرد های موثر حل مسئله آگاهی دارند، و احتمالا کمتر می توانند چنین راهبردهایی را تولید، و از آن برای حل مسئله استفاده کنند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   رفتارهای ضد شهروندی.پایان نامه هوش هیجانی و رضایت شغلی ورفتار شهروندی سازمانی

برخی از نظریه­ها خود تنظیمی را منشا ویژگی­هایی چون نارسا­توجهی، فزون­کنشی، عدم پشتکار و حفظ تلاش و توجه می­دانند. خودتنظیمی توسط لوب پیشانی مغز، بویژه مناطق پیشانی کرتکس میانجی­گری می­شود. شواهد عصب شناختی نشان می­دهد که عملکرد لوب پیشانی در برخی از کودکان دارای اختلال نارسا­توجه/ فزون­کنشی کاهش یافته است. اگرچه یافته­ها همیشه ثابت و یکسان نبوده­اند (اسپیرین و همکاران، 1995، به نقل از بهمنی، 1387). بارکلی (2006) اظهار می­دارد که دانش­آموزان با اختلال نارساتوجه/ فزون کنشی در خودتنظیمی تفکر، انگیزه، یا رفتار خود مشکلاتی دارند که می­تواند برنامه­ریزی و اجرای تکالیف نوشتن را با مشکل مواجه کند. آنها همچنین مشکلاتی در مداومت در تکلیف و رفتارهای نظارت بر هدف، بدون وجود تقویت خارجی دارند که همه آنها خودنظارتی ذاتی و مورد نیاز فرایند نوشتن هستند.

[1] Mayes, Calhoun & Crowell

[2] Resta & Eliot

[3] Re, Pedron & Cornoldi

[4] Tant & Douglas

[5] Hameltt, Pllaigirini & Canners