. ارتباط شیوه‌های فرزندپروری با اختلالات رفتاری- هیجانی کودک

بامریند (1991) از طریق مشاهده سیستماتیک تعامل والدین طبقه متوسط و فرزندان پیش‌دبستانی آن‌ها، دریافت والدینی که کمتر پرورشی و صمیمی و بیشتر کنترل کننده و تنبیهی بودند، کودکان ناراضی، انزواطلب و بی‌اعتماد داشتند. والدینی که در مورد توانایی خود برای تاثیر گذاری در فرزندان، سازمان نیافته، غیر متوقع و نامطمئن بودند، فرزندان نا بالغ فاقد خودکفایی و اعتماد به نفس داشتند. آن‌ها تمایل داشتند که به جای استدلال، از پس گرفتن محبت یا تمسخر به عنوان قدرت برای ایجاد انگیزه در کودکان استفاده کنند. اسنایدر[1] (1991) در همین رابطه بک نمونه کوچک از پسران پیش‌دبستانی را مورد مطالعه قرار داد. او مشاهده کرد که رفتار پرخاشگرانه قابل توجه از لحاظ بالینی و پاسخ انزجاری مادر، رابطه دوسویه داشتند. این چرخه قهری بین مادر و کودک بسته به رفتار هریک از آن دو می‌تواند آغاز یا بدتر شود. در یک مطالعه، وایس، راج، تبیس و پتی (1992) رابطه بین راهبردهای انضباطی والدین و انتظارات کودک پیش‌دبستانی، رفتار کودک را در زمینه بازی مورد بررسی قرار دادند. 136 مادر کودکان در دامنه سنی 29 الی 71 ماهه در مصاحبه سبک انضباطی شرکت کردند و کودکان هنگام بازی مورد مشاهده قرار گرفتند. نتایج نشان داد مادرانی که ابراز قدرت می کردند، فرزندانی داشتند که بیشتر در رفتار ضد اجتماعی و اخلال‌گری شرکت می‌کردند و برای روش‌های خصمانه جهت حل تعارض با همسالان پیامدهای موفقیت آمیزی را انتظار داشتند. سایر کودکان پیش‌دبستانی که مادران آن‌ها استقرایی بودند، رفتار مطابق اجتماع نشان دادند و انتظار داشتند که رفتار مطابق اجتماع منجر به سودهای وسیله‌ای و روابط بهتر با همسالان شود. در یک فراتحلیل، راتبوم و وایس (1994) از 47 مطالعه، مشاهده کردند که محققان زمانی رابطه قوی‌تر بین شیوه فرزندپروری والدین با رفتار کودک به دست آوردند که ویژگی‌های متعدد فرزندپروری نظیر تصویب والدین،  شاخص‌های پیش‌بینی کننده بهتری برای سازگاری کودک باشد. همچنین این‌که فرزندپروری خوب، ترکیبی از ویژگی‌هایی نظیر خونگرمی بالا، رابطه صمیمانه و ثبات انضباط را یادآوری می‌کند(برجعلی،1384).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه شخصیت بهبود یافتگان و بهبود نایافتگان اعتیاد) ملاک‌های وابستگی به مواد

[1] Snyder