تئوری ادراکی ـ حرکتی کپهارت

اصل موضوعه[1] تئوری ادراکی ـ حرکتی ناتوانیهای یادگیری کپهارت ( 1967/1963/1960 ) ؛ بر این است که رشد بهنجار ادراکی ـ حرکتی به کودک کمک می کند تا مفهوم با ثبات و قابل اعتمادی از جهانی که در آن بسر می برد به دست آورد . در اصطلاح کپهارت ، کودک یک دنیای ادراکی ـ حرکتی با ثبات مستقر می سازد . این روش رشد متوالی بهنجار الگوهای حرکتی و تعمیم های حرکتی را ارزیابی کرده و رشد حرکتی کودکان دارای مشکل یادگیری را با کودکان بهنجار مورد مقایسه قرار می دهد(رحمانی نیا،1382). .

کودک بهنجار قادر است دنیای ادراکی ـ حرکتی استوارتری را بهنگام مواجهه با تکالیف درسی ، در سن 6 سالگی ایجاد کند . در مقایسه با آنها ، کودکان مواجه با ناتوانیهای یادگیری دنیای ادراکی ـ حرکتی متزلزل و غیر قابل اتکایی دارند . این کودکان وقتی با امور نمادین[2] روبرو می شوند به دلیل سوگیری ناقص به آنچه که کپهارت آنرا واقعیات جهان اطرافشان می نامد ـ بویژه ابعاد مکان و زمان ـ با موانعی درگیر می شوند . برای فهم امور نمادین ، کودک باید یاد بگیرد که مشاهدات دقیقتری را در مورد مکان و زمان انجام بدهد و آنها را با اشیاء و رخدادها مرتبط سازد (شهبازی،1382)..

بسیاری از نظریه های تربیتی تصور می کنند که این روابط قبلا برقرار شده و بنابراین لازم است برای توسعه توانایی های ادراکی و شناختی بر اساس این تجارب و شایستگی های فرضی ،برنامه هایی طرح ریزی شود . تئوری ادراکی ـ حرکتی توصیخ می کند که برای بسیاری از این کودکان نمی توان مفروضاتی از این دست در نظر گرفت چرا که اینان تجربه های لازم برای درونی کردن یک طرح ثابت و فراگیر از جهان را نداشته اند . این کودکان ، در سازماندهی کامل نظام های آمایش اطلاعاتی خود در حدی که بتوانند از برنامه های تحصیلی استفاده کنند ؛ ناتوان هستند و در نتیجه از نقطه نظر قوای حرکتی ، ادراکی و شناختی با اشکالاتی در سازماندهی مواجه می شوند(رحمانی نیا،1382).

رشد الگوهای حرکتی

اولین یادگیری فرد یادگیری حرکتی است یعنی واکنش های عضلانی و حرکتی . کودک در خلال رفتار حرکتی در کنش متقابل با جهان است و دست به تجربیاتی درباره آن می زند . مطابق نظر کپهارت ، مشکل یادگیری ممکن است در همین مرحله آغاز شود به این دلیل که پاسخهای حرکتی کودک در قالب الگوهای مربوط به آن قرار نمی گیرد . از اختلاقات بین مهارت حرکتی و الگوی حرکتی به عنوان عامل مهمی در این تئوری یاد شده است(رهبانفرد،1377) .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مفهوم فرزندپروری"پایان نامه درباره عملکرد تحصیلی

مهارت حرکتی ، یک کنش حرکتی است که ممکن است از دقت بسیاز زیادی نیز برخوردار باشد ، لکن منظو را زآن اجرای یک عمل بخصوص یاتکمیل و اتمام یک کار معین است . الگوی حرکتی از دقت کم ، اما از تغییر پذیری بیشتری برخوردار است . هدف الگوی حرکتی وسیعتر و فراتر از عملکرد صرف می باشد ، ازینرو بازخورد و اطلاعات بیشتری را برای فرد فراهم می کند . برای مثال ، انداختن توپ به حلقه ممکن است یک مهارت حرکتی باشد ، اما توانایی بکارگیری این مهارت به عنوان بخشی از بازی بسکتبال یک الگوی حرکتی است(پاشازاده،1378). .

ممکن است بر اثر فشار خارجی که بر کودک تحمیل می شد ویرا قادر سازد که یک عمل حرکتی معینی را خارج از محدوده سطح رشدی خود انجام دهد و بدینصورت اگر هم مهارتی حاصل شود یک مهارت منفرد نامربوط خواهد بود چرا که چنین مهارتی ، بخش یکپارچه ای از رشد منظم متوالی نخواهد بود . کپهارت یک مهارت منفرد را با مثال کودکی که از وی خواسته می شود علیرغم عدم تکامل و نداشتن آمادگی جسمی نوشتن یاد بگیرد نشان می دهد . در این مثال یادآوری یک سری حرکات ظریف انگشتی نزد کودک ، بی آنکه مچ و سایر قسمت های بازو یا بدن او حرکت کند ، بوی امکان می دهد نوشتن اسم خود را به عنوان یک مهارت منفرد یاد گیرد . ( کپهارت 1963 ) . برخی در رقص و بازی طوری عمل می کنند که حرکاتشان شبیه مهارت منفرد است ؛ حرکت پاهای آنها طوری است که با حرکت دیگر بخش های بدنشان همخوان نیست . بارش ( 1966 ) در بحث خود از آموزش حرکت به نتیجه مشابهی رسیده است : « آموزش حرکت برای بازوه و ساق ها نیست ، بلکه برای ایجاد نظم و تعادل است . آموزش حرکت برای رشد عضله نیست بلکه برای آگاهی حس ـ حرکت صورت می گیرد . »

[1] postulation

[2] Symbolic