دانش آموزان کمال گرا

بروفی و مک سلین[1]( 1992)، به دوازده گونه دشواری رفتاری دانش آموزان اشاره می کنندکه یکی از آنها عبارت است از: دانش آموزانی که کمال گرا هستند.

دانش آموزان کمال گرا ویژگی های زیر را از خود نشان می دهند:

الف) آنها ازاین که مبادا خطا کنند، نگرانند.

ب) برای خود پیشرفت های بالاتری در نظر می گیرند، به گونه ای که از کار خود خرسند نمی شوند.

ج) در برابر کیفیت کار خود، اغلب مضطرب و نگران هستند.

د) از شر کت در رقابت ها، حتی اگر از توانایی خود مطمئن باشند خودداری می کنند(مهرابی زاده هنر مند و وردی، 1382).

 

2-1-9.  عوامل خانوادگی مؤثر در ایجاد کمال گرایی

(هورنای، 1934) اظهار می دارد، تاریخچه رشد بیمارانی که دچار گرایش شدید به کامل بودن هستند،

نشان میدهد که این بیماران والدینی داشته اند سخت گیر و به ظاهر مقدس مآب که در منزل با قدرت مطلق حکم فرمایی می کردند و اغلب بین فرزندانشان تبعیض قائل می شده اند و رفتارشان با کودکان خود رفتاری غیر عادلانه بوده است. این رفتارهای غیر منصفانه سبب نمودار شدن ستیزه و خشم در کودکان می شود، در نتیجه این شرایط نامساعد، فرد در شخصیت خود مرکز ثقلی نخواهد داشت که به آن تکیه کند، بلکه این مرکز را در وجود دیگران به ویژه پدر و مادر جست وجو  می کند. به عبارت دیگر به این نتیجه می رسدکه همیشه حق به جانب والدین می باشد، خود او همیشه در اشتباه است و از این پس معیار خوبی و بدی را در بیرون از وجود خود جستجو کند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دلبستگی اولیه و روابط رمانتیک بزرگسالان

(می سیل دین،[2]1963) در این باره بیان می کند که والدین کمال گرا نه تنها به تحقیر موفقیت های خود می پردازند، بلکه پذیرفتن و پاداش دادن به تلاش های  کودکان را نیز دشوار می پندارند. آنها به جای تأیید رفتار کودکانشان پیوسته آنها را به انجام کارهای بهتر وا می دارند و به آنها هشدار می دهند. این کودکان هیچ گاه  احساس خرسندی نمی کنند، زیرا رفتار آنان به اندازه کافی خوب نیست تا نظر والدین را جلب کند. بنابراین، این کودکان، مانند والدینشان موفقیت های خود را کوچک می شمارند و احساس می کنند که هیچ گاه چشم داشت های والدینشان را برآورده نخواهند ساخت.

(هاماچک، 1978) نیز از جمله کسانی بود که بر رشد سبک شخصیتی کمال گرایی، آن هم در قالب دو بعد تاکید نمود. وی می گوید: کمال گرایی عصبی یا روان نژند، حاصل تجربه های دوره کودکی است. این کودکان دارای والدین غیرتأییدگر و یا گاه،گاه تاییدگر هستند که علاقه شان به کودک بستگی به عملکرد کودک دارد(مهرابی زاده هنر مند و وردی، 1382).

[1]-Brophy & McCaslin

1-  Missildine