دین و روانشناسی

افزایش تحقیقات در زمینه­های گوناگون نظیر میزان دینداری ، نیاز به مذهب، تأثیر دین بر سلامت جسم و بهداشت­روانی و … بسیار چشمگیر بوده است. امروزه دهها کتاب و مجله علمی در باب دین و کاربرد آن در صحنه زندگی انسان منتشر شده است. در حال حاضر مطالعۀ دین و دینداری با رویکرد روان­شناسانه، به مسئلۀ ویژه­ای از مسائل روان­شناسی تبدیل شده است. برخی از روانشناسان غربی، با تأکید بر اهمیت دین برای همۀ انسان­های روی کره زمین، آن را در زندگی انسان عاملی برانگیزاننده دانسته و همین امر را دلیل کافی برای مطالعات روانشناسانۀ دین برشمرده­اند (اسپیلکا[1]، هود[2]، هانسبرگر[3] و گورساچ[4]، 2003). اما اینکه کُنش­ها و آثار روان­شناختی دینداری یا دینی بودن کدام است، مقوله بحث انگیز روان­شناسی دینی است.

روحانی و معنوی­پور (1387) در پژوهش خود آورده­اند: تحقیقاتی که درباره کُنش­های دین در حیطه روان­شناختی انجام گرفته­اند را می­توان به دو مقو له اساسی تقسیم­بندی نمود: 1- تأثیر عمل به باورهای دینی بر بهداشت جسمی و روانی (آکلین، 1983)، تأثیر مثبت باورهای دینی بر سازگاری و بهداشت روانی (برگین، 1988؛ ویلیامز، 1991) مانند رابطه منفی بین افسردگی و اضطراب با میزان عبادات (میرخشتی، 1375). 2- دین و مسائل اجتماعی، مانند رابطه بین انجام فعالیت­های مذهبی و گرایش نداشتن به سمت بزهکاری (چاودیچ و تاپ، 1993)، گرایش به دین و فعالیت­های مذهبی و نقش آن در کاهش افکار خودکشی و اقدام به آن و نیز تأثیر مثبت مذهب در عدم گرایش به سوء مصرف مواد (دوناهو، 1995؛ بور و مک­کال، 1994).

روان­شناسی دین به برسی امور و فعالیت های دینی و مذهبی با اصول و معیارهای روان­شناسی می­پردازد. دیدگاه روان­شناسان در زمینه دینداری و عوامل و زمینه­های روان­شناختی دین­مداری، سنجش و ارزیابی دین باوری و آثار آن در زندگی فردی و اجتماعی را در مورد تجزیه و تحلیل قرار می­دهد.

دین باوری و دینداری در روان­شناسی دین، همانند بسیاری از موضوعات مربوط به روان و رفتار انسان، با رویکرد و محک روان­شناسانه ارزیابی و ارزشیابی می­شود (فلاور[5]،2001). در زمینه تعریف روان­شناسی دین، متخصصان و صاحب­نظران امر دیدگاه­های گوناگونی ابراز داشته­اند. برای مثال کالینز[6](2001) عقیده دارد برای روان­شناسی دین تعریفی بهتر از تعریف تاولس[7] استاد دانشگاه کمبریج وجود ندارد (آذربایجان،و موسوی اصل، 1385)  تاولس(2000) اظهار می­دارد که روان­شناسی دین به دنبال درک رفتار دینی از طریق به کارگیری اصول و قوانین روان­شناختی است که البته آن اصول از راه مطالعه رفتار غیردینی به دست آمده­اند. به بیان ساده­تر روان­شناسی دینی درصدد درک رفتار دینی با استفاده از اصول روان­شناسی است (تریدوی[8]، 1996).

 

2-4-2- روانشناسی دین[9]

روان­شناسان مشهوری مانند ویلیام جمیز[10](1902)، کارل یونگ[11]( 1996) و گوردن آلپورت[12](1950) از تجربه­ای دینی[13] و مطالعه این تجربه­ها سخن گفته­اند. با اینحال برای مدت­های طولانی مطالعه دین و معنویت در روان­شناسی مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. پارگامنت[14] و ساندرز[15](2007) دلیل این مسئله را این چنین مطرح می­کنند ؛ اول اینکه بعضی از روان­شناسان معتقدند که روان­شناسی یک علم است واز روش­های علمی دقیق استفاده می­کند، اما علوم دینی بیشتر جنبه فلسفی دارند. دوم اینکه موضوعات دینی گاهی با روح گرایی ، مسمرسیم[16]، و امور خرافی همراه است. در نهایت به دلیل اینکه در قرن بیستم روانکاوی و رفتارگرایی دو رویکرد غالب در روان­شناسی بودند واین دو دیدگاه نیز تجربه دینی را نادیده می­گرفتند، بنابراین مطالعات دین و معنویت کمتر مورد توجه روان­شناسی قرارگرفت.

اما در دو دهه اخیر روان­شناسی دین و مطالعه موضوعات معنوی به طور فزاینده­ای مورد توجه روان­شناسان قرار گرفته است. بیشترین مطالعات صورت گرفته در حوزه روان­شناسی دین تحقیقات مربوط به رابطه دین و معنویت با سلامت روان است. در اکثر این مطالعات یک رابطه مثبت بین باورهای دینی و معنویت با سلامت روان افراد یافت شده است (برای مثال رجایی، بیاضی و حبیبی­پور ، 1387 ؛ پارگامنت و ساندرز ، 2007 ؛ پارگامنت ، کونینگ  و پرز[17]، 2000 ؛ مارتینز، اسمیت و بارلو[18] ، 2005؛ هاج[19] ، 2006 ؛ ریچاردز و برگین[20]، 2009؛ شفرنسکی[21]، 2010، به نقل از رجایی، 1389).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   سبک‌های پردازش هویت :پایان نامه سبک های دلبستگی و سبک های هویت و کفایت اجتماعی

در قرن بیستم اعتقاد غالب دانشمندان بالینی بر این بود که دین عاملی منفی در بهداشت روانی و یا حداکثر عاملی خنثی است.این اعتقاد ریشه در افکار فروید داشت که معتقد بود اعتقادات مذهبی نوعی مکانیسم دفاعی هستند که زاییده نیاز فرد به تحمل­پذیر کردن تنهایی اوست. نظریه­پردازان بالینی نیز معتقد بودند افراد دارای عقاید مذهبی قوی، بدگمان­تر، غیر منطقی­تر، بی­ثبات­تر و دارای احساس گناه بیشتری نسبت به دیگران هستند و توانایی کمتری برای مقابله با مشکلات زندگی دارند. بنابراین، در تمام طول قرن بیستم اصول و مقوله­های معنوی به عنوان موضوعاتی، ممنوعه در بیشتر انواع درمان­ها مطرح بودند (کامر[22]،2005). اریک فروم (1950 به نقل از میلر،2003) نیز براین باور بود که مذهب مستبدانه و بی­انعطاف در فرد حالات نوروز ایجاد می­کند، اما دین انسان­گرایانه و خوش­بینانه باعث رشد استعدادهای فرد و ارتقای سطح سلامتی وی می­گردد .

در دنیای قرن بیستم دین مانعی بر سرراه مدرنیزاسیون جوامع بشری و نشانه کهنه پرستی بود. انسان کنونی در مرحله گذر از دوران مدرن به سوی دنیای پست مدرن است، اما تصویر زندگی او با دلزدگی و مادی­گرایی مخدوش شده است. در جوامع انسانی خصوصا جوامع ثروتمند، احساس بی­معنایی و عدم خوشبختی علی رغم رفاه مادی افزایش یافته است. تجربه نشان داده است که مادی­گرایی در ایجاد شادی و احساس خوشبختی موفق نبوده است. افرادی که توجه بیشتری به ثروت، ظاهر شخصی و شهرت دارند، بیشتر دچار افسردگی، کاهش انگیزه برای زیستن و دردهای جسمانی می­شوند. تحقیقات نشان داده است که مادی گرایی باعث به خطر انداختن سلامت روانی، و جسمانی افراد می­شود (کسر،2002 به نقل از عنایت­الله[23]، 2005).

معنویت برای جمعیت قابل توجهی از مردم جهان مهم و حیاتی است. حتی در جوامع صنعتی و فرامدرن نیز برخلاف انتظار، معنویت طالبان زیادی دارد و از عناصر مهم زندگی افراد جامعه است. آماری که در نتیجه پژوهش­های نظرسنجی در آمریکا منتشر شده­اند، براین ادعا صحه می گذارند (بیکر، 1997، به نقل از میلر[24]، 2003). آمار و ارقام بیانگر این موضوع است که مردم آمریکا نسبت به جنبه­های معنوی و مذهبی زندگی علاقمند هستند. البته، گرایش به باورهای دینی و معنوی تنها به مردمان آمریکا محدود نمی­شود. شبکه بین­المللی بین­الادیانی حقوق بشر[25] اعلام کرده است که توجه به باورهای مذهبی و معنوی یک پدیده بین المللی است (میلر، 2003).

[1] Spilka, B.

[2] Hood, R.W.

[3] Hunsberger, B.

[4] Gorsuch. R.

[5] Flower, J.

[6] Collins

[7] Thouless

[8] Treadway, K.M.

[9] Psychology of Religion

[10] William James

[11] Carl G, Jung

[12] Gordan Allport

[13] Religious experience

[14] Pargament, K. I.

[15] saunders,S.M.

[16] Mesmerism

[17] Koening  & Perez

[18] Martinez & Smith & Barlow

[19] Hage

[20] Richards & Bergin

[21] Shafranske

[22] Comer, R. C.

[23] Inayatullah, S

[24] Miller, G.

[25] Amnesty International Interfaith Network for Human Rights