سازگاری با استرس در والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری

اگرچه عوامل فوق‌الذکر، اکثر والدین کودکان مبتلا به اختلالات رفتاری را در معرض خطر بروز بالای استرس و مشکلات در سلامت روان قرار می‌دهد، اما بعضی از والدین مشکلات کم‌تری را تجربه می‌کنند (بنسون و کارلوف، 2009). پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهد که داشتن کودک مبتلا به اختلال رفتاری می‌تواند اثرات مثبتی مثل افزایش رشد شخصی، بهبود روابط خانوادگی و افزایش صبر و همدردی داشته باشد (پاکنبام[1]، و سامیوز[2]، 2005؛ هاستینگز و تانت[3]، 2002). بنابراین والدین در برابر شرایط استرس زا (مثل داشتن کودک مبتلا به اختلال رفتاری) به گونه‌های متفاوت عمل می کنند. بعضی از آن ها ممکن است آشفتگی‌های زیادی را تجربه کنند و بعضی دیگر به خوبی خود را با این شرایط سازگار کنند (بنسون، 2010).

الگوهای مختلفی در زمینه فرایند سازگاری خانواده با شرایط استرس‌آمیز وجود دارد. لازاروس و فولکمن (1984) سازگاری را یک فرایند متداوم می‌دانند که تحت تاثیر ارزیابی‌های شناختی شخص قرار می گیرد. آن‌ها دو نوع فرایند ارزیابی شناختی را معرفی کردند: 1- اررزیابی اولیه، 2- ارزیابی ثانویه. ارزیابی اولیه برآورد شخص از درجه تهدید آمیز بودن محیط است در حالی که ارزیابی ثانویه شامل برآورد توانایی‌های شخص برای کنار آمدن با شرایط استرس زا است. بنابراین اگر افراد اطمینان داشته باشند که توانایی لازم برای کنار آمدن با شرایط استرس زا را دارند، کمتر دچار استرس می شوند. کاربرد این الگو در بحث الگو های استرس والدینی مورد بررسی قرار گرفته است.الگوی دیگری که مکمل الگوی لازاروس و فولکمن  بوده و سازگاری خانواده را بررسی کرده است، الگوی دوگانه ABC-X می باشد. این الگو متغیر های روانی، اجتماعی و خانوادگی را نیز دربر می‌گیرد (هاستینگز و جانسون،2000). بر اساس این مدل، سازگاری نتیجه تعامل شدت استرس، مهارت‌های سازگاری و حمایت های اجتماعی، انسجام خانواده، ارزیابی شرایط استرس‌زا و توانایی خانواده برای کنار آمدن با شرایط استرس‌زا است (مک کوبین[4] و پترسون[5]، 1983). این الگو برای بررسی فرایند سازگاری در خانواده‌هایی که کودک مبتلا به اختلال رفتاری دارند، به کار گرفته شده است (هاستینگز و جانسون،2000). پژوهش های مختلف در این زمینه نشان می‌دهد که ارزیابی والدین از توانایی های خود برای مدیریت مشکلات رفتاری کودکشان (خودکارآمدی والدینی) نقش به سزایی بر سازگاری خانواده دارد. بر این اساس والدینی که احساس خودکارآمدی بیش تری در تعامل با کودکشان داشته باشند، استرس کمتری را تجربه می کنند (کن[6] و کارتر[7]،2006).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دیدگاه‌های مختلف درباره سلامت روان

[1]. Pakenbam

[2]. Somios

[3]. Taunt

[4]. McCubbin

[5]. Patterson

[6]. Kuhn

[7]. Carter