عوامل موثر بر تاب آوری

پژوهش­ها به طور پایا، عواملی را که مؤثر بر تاب آوری هستند، را گزارش کرده­اند؛ نظیر  مراقبت حمایتی و مثبت، روابط خانوادگی، پدر و مادری کردن شایسته، ویژگی­های افراد و توانایی شناختی بالا (ماستن و دیگران،1999؛ ویمان و دیگران[1]،1999).

 

2-3-6-1 ویژگی­های افراد تاب آور

افراد تاب آور دارای خصوصیات ویژه­ای هستند. این ویژگی­ها می­توانند بر تاب اوری مؤثر باشند (ماسن و دیگران،1999؛ ویمان و دیگران،1999؛ محمدی، 1386):

1- احساس ارزشمندی: پذیرفتن خود به عنوان فردی ارزشمند،‌ و احترام قایل شدن برای خود و توانایی­هایشان. بی قید و شرط دوست داشتن و سعی در شناخت نقاط مثبت خود و پرورش دادن آن­ها و از طرف دیگر شناخت نقاط ضعف خود و کتمان نکردن آن­ها. علاوه بر آن سعی می­کنند که این نارسایی­ها را با واقع بینی بر طرف کرده و در غیر این صورت با این ویژگی­ها کنار می­آیند.

2- مهارت در حل مسئله: افراد تاب آور ذهنیتی تحلیلی- انتقادی نسبت به توانایی­های خود و شرایط موجود دارند، در مقابل شرایط مختلف انعطاف پذیرند و توانایی شگفت انگیزی درباره پیدا کردن راه­ حلهای مختلف درباره یک موقعیت یا مساله خاص دارند. همچنین توانایی ویژه­ای در تجزیه و تحلیل واقع بینانه مشکلات شخصی و پیدا کردن راه حل های فوری و راهبرد­های دراز مدت برای حل و فصل مشکلاتی که به آسانی و سریع حل نمی­شوند را دارا هستند .

3- کفایت اجتماعی : این دسته از افراد مهارت­های ارتباط با دیگران را خیلی خوب آموخته اند. آن­ها می­توانند در شرایط سخت هم شوخ طبعی خودشان را حفظ کنند، می­توانند با دیگران صمیمی شوند و در مواقع بحرانی از حمایت اجتماعی دیگران بهره ببرند؛ ضمن اینکه این گونه آدم­ها می­توانند سنگ صبور خوبی باشند، وقتی برایشان حرف می­زنید خوب گوش می­دهند و خودشان را جای شما می­گذارند. در ضمن آن­ها طیف وسیعی از مهارت­ها و راهبردهای اجتماعی شامل مهارت­های گفتگو، جرأتمندی و گوش دادن، آمادگی برای گوش دادن به دیگران واحترام گذاشتن به احساسات و عقاید دیگران که در تعاملات اجتماعی بسیار مهم است، را دارا هستند.

4- خوش بینی: اعتقاد راسخ به اینکه آینده می­تواند بهتر باشد،‌ احساس امید و هدفمندی و باور به اینکه می­توانند زندگی و آینده خود را کنترل کنند و موانع احتمالی نمی­تواند آن­ها را متوقف سازد.

5- همدلی: تاب آورها دارای توانایی برقراری رابطه توأم با احترام متقابل با دیگران هستند که موجب به هم پیوستگی اجتماعی یعنی احساس تعلق به افراد، گروه ها و نهادهای اجتماعی می­شود.

 

2-3-6-2 نقش محیط در تاب آوری

علاوه بر ویژگی­های فردی که در مورد تاب آوری بیان شد، ذکر این مطلب مهم به نظر می­رسد که برخی از مولفه­های محیطی در رشد و پرورش افراد تاب آور موثر هستند. این ویژگی­ها عبارتند از( نیایش، 1390):

  1. روابط حمایت­گر و توأم با توجه و وجود شبکه­ای از افراد که از یکدیگر حمایت می­کنند.
  2. معیارها و انتظاراتبالا اما معقول خانواده و جامعه در مورد رفتار فرد.
  3. ایجاد فرصت مشارکت در فعالیت­های اجتماعی توسط والدین برای فرزندان.

ذکر این مطلب ضروری به نظر می­رسد که تاب آوری فقط داشتن فهرستی از ویژگی­ها نیست؛ بلکه یک فرایند است که در زندگی واقعی تاب آفرینی نامیده می­شود. همه انسان­ها دارای توانایی ذاتی برای تاب آوری هستند اما رفتار تاب آورانه رفتاری اکتسابی و یادگیرانه است. برخی از ویژگی­های تاب آوری درونی است و انسان آن را دارد یا می­تواند به دست بیاورد اما بعضی دیگر فقط با پرورش آنان در محیطی تاب آفرین (مانند خانه و مدرسه) به دست می­آید بنابراین توصیه می­شود که برای بهبود سطح کیفی بهداشت روانی به موارد زیر توجه نمود:

«در رویارویی با عوامل تنش­زا به نقاط قوت افراد، خانواده، مدرسه، محیط و جامعه توجه شود؛ یعنی در برابر موقعیت­های مختلفی که برای فرد پیش می­آید به جای اینکه بر روی نقاط ضعف و ناتوانی­ها متمرکز شود به فرآیند حل مساله بپردازد. به عبارت دیگر به تعریف دقیق مشکل یا مشکلات پرداخته تا دقیقاً مشخص شود که مشکلات فعلی چه چیزهایی هستند و بتوان هر کدام را در یک سطر توضیح داد.»

سپس به اولویت بندی مشکلات پرداخته که کدام مشکلات مهم­تر یا فوری­تر و کدام مشکلات مزمن­تر یا بی اهمیت­تر هستند. سپس برای حل مشکل فکر کرد و هر راه حلی که به ذهن می­رسد یادداشت کرد. از ساده­ترین تا معقول­ترین راه حل­ها، همه را فهرست کرد و در مرحله بعد به اولویت­بندی راه حل­ها پرداخت و به راه حل­هایی که در اختیار هست امتیاز مثبت و منفی داده شود وآن­ها را براساس بیشترین نمره، اولویت­بندی کرد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   شرایط لازم برای بهبود بهره وری نیروی انسانی در سازمان ها

 

2-3-6-3 خودکارآمدی در افراد[2]

از دیگر راه­های ارتقای تاب آوری، افزایش خودکارآمدی است. به نظر بندورا[3] (1986) اکتساب انتظارات کارآمدی 4 منبع اصلی دارد:

 

  1. دستاوردهای عملکرد
  2. تجربه­های جانشین
  3. ترغیب کلامی
  4. حالت­های فیزیولوژیک

 

 

2-3-6-3-1 دستاورد های عملکرد

بندورا (1986؛ به نقل از عزیزی ابرقوئی، ۱۳۸۹)، معتقد است که انتظارات کارآمدی در تجربیاتی که شخص در آن مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق تمایل دارند که انتظارات سطح بالا ایجاد کنند، در حالیکه تجربیات شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پایین دارند. یک بار که انتظارات کارآمدی قوی و بالا ایجاد شد احتمال اندکی وجود دارد که شکست­های موقتی تاثیر زیادی بر قضاوت­های فرد در مورد قابلیت­های خود داشته باشد. برعکس وقتی که انتظارات کارآمدی پایین و ضعیف ایجاد شد، موفقیت­هایی که به صورت گاه­گاهی بوجود می­آیند، در قضاوت افراد از قابلیت­های خودشان چندان موثر نیستند. به هر حال انتظارات سطح پایین می­توانند به وسیله موفقیت­های فراوان و مکرر تغییر یابند.

موثرترین منبع خودکارآمدی، دستاوردهای عملکرد است. افراد در کارها و فعالیت­هایی که مشغول می­شوند نتیجه اعمالشان را تفسیر می­کنند و از این تفسیرها برای گسترش باور­ها و عقاید درباره تواناییشان برای درگیر شدن در کارها و فعالیت­های بعدی استفاده می­کنند. معمولا نتایجی که به عنوان نتایج موفق تفسیر می­شوند، خودکارآمدی را افزایش می­دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر می­شوند آن را کاهش می­دهند (پاجاریز[4]،2002).

 

2-3-6-3-2 تجربه­های جانشین

افراد علاوه بر تفسیر نتایج اعمالشان، باور­های خودکار آمدیشان را از طریق تجربه جانشینی مشاهده اجرای اعمال دیگران شکل می­دهند. این منابع اطلاعات از دستاورد­های عملکردی ضعیف­تر است؛ اما وقتی که افراد از توانایی­های آن­ها مطمئن نیستند یا وقتی که تجربه قبلی محدودی دارند، نسبت به آن حساس­تر می­شوند.

تاثیرات مدلسازی به طور ویژه­ای به این زمینه مربوط می­شود، بخصوص زمانی­که شخص در مورد انجام کاری تجربه قبلی کمی دارد. اگر مدل­ها راه­های بهتر انجام کارها را به افراد آموزش دهند، با این وجود حتی افراد با تجربه و خودکارآمد، خودکارآمدیشان را در سطح بالایی افزایش می­دهند. تجربه جانشینی زمانی قدرتمند است که ناظران شباهت­هایی را در بعضی ویژگی­های مشاهده شونده ببینند. مشاهده موفقیت­های چنین مدل­هایی به مشاهده­گر کمک می­کند که توانایی­های خود را باور کند. یک مدل مهم و مشخص در زندگی یک نفر می­تواند به القاء کردن باورهای شخصی که راه و روش زندگی را تحت تاثیر قرار می­دهد، کمک کند (پاجاریز ،2002).

 

2-3-6-3-3 ترغیب کلامی

افراد باورهای خودکارآمدی را به عنوان نتیجه تشویق­ها و حمایت­های اجتماعی که از دیگران دریافت می­کنند، ایجاد می­کنند و گسترش می­دهند. تشویق­های اجتماعی و پیشنهادهای کلامی می­توانند به افراد کمک کنند تا تلاش بیشتری به کار ببرند و پشتکار مورد نیاز برای موفقیت را تداوم بخشند و این امر به رشد پیوسته مهارت­ها وکارآمدی شخصی منجر می­شود (پاجاریز،2002).

ترغیب کلامی یا قانع سازی کلامی (یعنی اینکه به افراد گفته می­شود که آن­ها توانایی رسیدن به هر چیزی را که می­خواهند، دارند) می­تواند کارآیی شخص را افزایش دهد. این ممکن است از چهار منبع اطلاعاتیِ رایج­تر باشد و معمولا توسط والدین، معلمان، همسران، دوستان و درمانگران عملی می­شود. برای اینکه قانع­سازی کلامی موثر افتد، باید واقع­بینانه باشد (سید محمدی ،1378).

 

2-3-6-3-4 حالت­های فیزیولوژیک

شرایط جسمی و عاطفی مانند اضطراب، استرس، انگیزش وشرایط روحی اطلاعاتی را در مورد باور­های خودکارآمدی فراهم می­کنند. فشارهای روانی و تنش اغلب به عنوان شاخص­های آمادگی برای شکست تفسیر می­شوند. همچنین خلق فرد نیز می­تواند تاثیر عمده­ای روی باورهای خودکارآمدی داشته باشد. خوش­بینی وخلق مثبت باورهای خودکارآمدی را افزایش می­دهند و ناامیدی وافسردگی باورهای خودکارآمدی را کاهش می­دهند (پاجاریز ،1977؛ به نقل از مژدهی ،1381).

با توجه به این چهار منبع می­توان نتیجه گرفت که تنظیم رفتار به وسیله اهداف از پیش تعیین شده و آگاهانه می­باشد. این تعیین هدف شخص تحت نفوذ خود ارزیابی فردی قرار دارد (بندورا، 1993؛ نک[5]، 1997؛ واینر[6] ، 1990؛ به نقل از کندری، 1381).

[1] – Viman and et al.

[2] – self efficiency

[3] – Bandura

[4] – Pajaris

[5]

[6] -Winner