مفاهیم نظری ارتباط

برطبق نظر اولسون وهمکاران[1](1983)مهارتهای ارتباطی مثبت شامل این موارد است: فرستادن پیامهای روشن،همدلی،جملات حمایت کننده ومهارت های حل مسئله موثر. برعکس،مهاتهای ارتباطی منفی شامل این موارد است:فرستادن پیامهای ناهماهنگ وفاقد صلاحیت اعلام کردن فرد،نداشتن همدلی،بیان جملات غیرحمایتی (منفی)،مهارتهای حل مسئله ضعیف،پیامهای متناقض وبن بست دوسویه (اولسون ،1983).

برخی صرفا نیاز به ارتباط صریح  و روشن را مطرح می کنند.در واقع ال بیت ومک هنری[2] (1983) معتقدند که نظر مشترک تمام روشهای متفاوت زوج درمانی،کمک به زوج بهبود صریح وروشن ارتباط است.با این وجود،استوارت(1980)این موضوع را با این هدف برای زوج درمانی برگزید و نوشت: شواهد نشان می دهند که داشتن احتیاط در مقابل شور وحرارت فراوان،هدف بهتری برای بهبود الگوی ارتباط ورابطه است. او به نقل از فریتس پرلز[3]می گوید: صداقت بسیار صریح یا بی ملاحظه به ندرت نشان دهنده صمیمیت است،…و در واقع، می توان گفت واقعیت بی ملاحظه، بیشتر بزرگ نمایی موضوع است. استوارت اظهار میدارد که ارتباط انتخاب خوب پیامها و بیان خردمندانه خویش است(البیت،مک هنری،1983).

تحقیق لاورنسی،پدرسون، باندی، باری و بروک و همکاران (2008)یادگیری مهارتهای ارتباطی اجتماعی، رویکردهای انطباق پذیری و مهارت مقابله با استرس و آسیب اجتماعی رامهمترین عامل در رضایت زناشویی می دانند.نتایج نشان داد،مشارکت هریک اززوجهادر یادگیری مهارت ارتباطی به افزایش رضایت زناشویی منجر می شود. مطالعه مینوچین (هال وگ وهمکاران،1984)ارتباط رامهارتهای گوینده وشنونده تقسیم کرد،همانگونه که ویرجینیا ستیر درسال 1964 تاحدی انجام داده بود.ارتباط زوج بایستی سه قسمت را در بربگیرد:

1)به کار بردن جملات ساده توسط زن وشوهر

2)بازخورد به منظور اطمینان از درک درست جمله

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دیدگاه زیست شناختی:پایان نامه درباره امید به زندگی

3)واردنمودن عنصرهمدلی درجملات

درآموزش ارتباط که ساده ترین شکل خود توسط ستیر (1964)توصیف شده است،این گونه فرض می‌شود که با کارآمدی ،ارتباط برقرار میکند،می تواند:

1)قاطعانه نقطه نظرات خود خود رابیان کند.

2)هم زمان به روشنی ومناسب منظور خود رابیان کند.

3)زمانی که بازخورد جمله خود را دریافت می کند نسبت به آن پذیرا باشد(کروم،ریدلی،1384).

زندگی مشترک با این باور که تنها مرگ می تواند ما را از هم جدا کند شروع می شود و زوجین هم، حداقل در آغاز زندگی خود نسبت به آن اعتقاد کامل دارند. اماواقعیت چیزی دیگر است، زندگی مشترک تحت تأثیرعوامل متعددی قرار می گیرد که پاره ای از آنها ممکن است زوجین را به طرف اختلاف و درگیری، جدایی روانی و حتی طلاق سوق دهد، تحقیقات مختلف نشان داده است که یکی از مهمترین عوامل مشکل زا، اختلال در ارتباط یا به عبارتی اختلال در فرایند تفهیم و تفاهم است (حیدری وهمکاران،1384).

 

[1] -Olson,D.H.,Russell,C.S.,Sprenkle,D.H.

[2] -L Abate,l.,Mchenry,S.

[3] -Frits Perls