نظریه لازاروس و فولکمن[1]: در قالب مدل سه وجهی بیان کرد که افرادیکه هوش هیجانی بالاتری دارند, خود آگاهی بیشتری بر مسائل دارند  و می توانند شناختهاو هیجانات خود را به گونه ای درک, تنظیم , کنترل و مدیریت کنند که به سازگاری بهتر آنها در موقعیت های زندگی, مانند موقعیت های تحصیلی و روابط بین فردی کمک می کند. هوش هیجانی بالاتر باعث می شود که دانشجویان تکالیف را بصورت غیر ضروری به تاخیر نیندازند و عقب انداختن کار به ویژه به علت اجتناب از هیجانات ناخوشایند کاهش یابد.در نهایت, بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که فرای سبب شناسی تعلل ورزی, به این دلیل تعلل ورزی رفتاری ناسازگارانه است که پیامدهای شناختی و هیجانی منفی را در پی دارد)ولترز[2],2007). لذا با بالارفتن هوش هیجانی و توانایی فرد برای ادراک, تنظیم و مدیریت هیجانات, بعنوان یکی از عوامل تاثیر گذار, تعلل ورزی, که خود ناشی از نوعی مقابله ناسازگارانه با هیجانات منفی است نیز کاهش می یابد.

برخی از نظریه پردازان, مولفه های شناختی چون ارزیابی را بعنوان متغیری تعدیل کننده در ایجاد و ادراک هیجانات ناخوشایند در ارتباط با یک تکلیف می دانند. لازاروس و فولکمن در نظریه سه بخشی خود در زمینه استرس و سبک های مقابله های مولفه ارزیابی موقعیت روی می آورد. این نظریه گرچه در زمینه استرس وسبک های مقابله ای تدوین شده است, اما به خوبی قادر به تبیین روابط هیجانات منفی و تعلل ورزی است. بر همین مبنا، زمانی که فرد در موقعیت انجام یک تکلیف آزاردهنده قرار می گیرد, برای رهایی از هیجانات منفی آن دست به اجتناب از این تکلیف می زند. در واقع، فرد تقویت های کوچک و کوتاه مدت, رهایی از اضطراب, را به تقویتهای بزرگتر مانند به چاپ رساندن یک مقاله ترجیح می دهد. بعبارت دیگر, فرد با انجام ندادن تکلیف درصدد به تعویق انداختن هیجانات ناخوشایند است. در چنین شرایطی فرد تکایف را به تعویق می اندازد و دچار تعلل ورزی می شود. بعضی از پژوهشهای تجربی, مانند پژوهش بامستر و همکاران[3]1994)،به نقل از: هاشمی. و همکاران ,1392)نیز موید این امر است.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عوامل موثر بر شیوه‌های فرزندپروری.پایان نامه شیوه‌های فرزندپروری وسلامت روان مادران کودکان

[1] – Lazarus RS &  Folkman S

[2] – Wealterz

[3] -Baumesitter  et all