نورو سایکولوژی شادکامی :

در سالهای اخیر علاقه فزاینده ای در بین پژوهش گران به منظور برسی جایگاه های مغزی فعال در شادکامی ایجاد شده است. قمرانی و فراهانی (1386) ، با مرور سیستماتیک و تلخیص به پژوهش انجام شده در حوزه عصب روانشناختی به نتایج  زیر در خصوص نوروسایکولوژی دست یافتند :

1-سیستم لیمبیک که از بخش های نظیر  پیاز بویایی[1] ، هیپوتالاموس ، هیپوکامپ ، آمیگدال و شکنج کمربندی[2] تشکیل یافته ، نقش ویژه ای در رفتارهای انگیزشی و هیجانی ایفا می کند به گونه ای که لیمبیک را مرکز هیجانات تلقی می کنند.

2-در میان هیجانات مختلف ، شادی وخشم به عنوان  نمونه های معرف و مناسبی از هیجانات مثبت و منفی در مطالعات نوروسایکولوژی مورد نظر بوده اند.

3-در روشهای نوین با استفاده از نمایش کلیپ و فیلم توصیف کلامی و تصویر سازی ذهنی ، هیجانات مثبت ( نظیر شادی ) و منفی ( نظیر خشم ) در افراد ایجاد شده و سپس واکنش های آنها اندازه گیری می شود . نورولوژیست ها با استفاده از روش الکتروآنسفالوگرافی به بررسی رابطه بین برانگیختگی هیجانی و فعالیت سیستم اعصاب مرکزی پرداخته اند . نتایج این بررسی نشان می دهد که هیجانات مثبت و منفی با الگوی متفاوتی از فعالیت کورتیکال رابطه دارند . در همین راستا مشخص شده است که فعالیت لوب فرونتال چپ با بیان و تجربه هیجانات مثبت ( نظیر شادی ) و لوب فرونتال راست با بیان تجربه هیجانات منفی ( نظیر خشم ) و رفتارهای گوشه گیرانه ارتباط دارد .

4-از دیگر یافته های نوین نورولوژیست ها در خصوص شادی که دلالت بر اهمیت این سازه دارد ، تاثیر مثبت شادی بر پاسخ های قلبی و عروقی نظیر فشارخون ، ضربان قلب و غیره می باشد که می تواند به عنوان عاملی جهت پیشگیری از سکته ها و بیماری های قلبی در نظر قرار گیرد ، ( شهیدی ، 1389 ) .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پیامدهای زیانبار تعارض/پایان نامه ویژگی¬های شخصیتی و مدیریت تعارض مدیران

2-7-راهبردهای افزایش شادکامی

برخی از پژوهش گران دریافته اند که می توان شادی را در افراد افزایش داد و این امر از طریق مداخلات و درمان های روان شناختی امکان پذیر است پس حتی اگر ما طرف دار فرضیه ارثی بودن ظریفت شادی هم باشیم باید اقرار کنیم که در حقیقت اثربخشی ناخواسته ژن ها بر میزان شادی را می توان تغییر داده و اصلاح کردن رفتار و محیط زندگی فرد و اجتناب از موقعیت های مشکل زا و رفتارهای ناسازگار به حداقل کاهش داد . نتایج قابل ملاحظه ای از پژوهش های علتی به این امر مهم اشاره دارد که مداخلات روان شناختی بر باورهای فراشناختی در زندگی افراد باعث افزایش میزان شادی آن ها شده است . ( شهیدی ، 1389 ) .

سلیگمن ( 2002 ) استدلال می کند که بین زندگی مطلوب و زندگی خوب تمایز مهمی می توان قایل شد . زندگی مطلوب را می توان با ترغیب هیجان های مثبت از راه بکارگیری راهبردهایی به دست آورد . در مقابل زندگی خوب بهره گیری از نیروهای تاییدی برای نیل به رضامندی در زمینه های مهم زندگی مثل روابط خانوادگی و کار را شامل می شود . فعالیت هایی که در آن نیرومندی های تاییدی[3]  استفاده می شود به طور ذاتی برانگیخته می شوند و به تجربه هایی مانند شیفتگی و جذبه می انجامد .

[1] -Olfactory Bulb

[2] -Ogulated Gyrus

[3]  -Signature Sfrenght