هوش معنوی و اخلاق

هوش معنوی می­تواند با روش­های متنوعی برای تربیت توجه، تغییرشکل دادن هیجانات و ترویج و تربیت رفتارهای اخلاقی، رشد یابد. این شیوه­ها خاصیت منحصر به فرد هیچ یک از سنت­های مذهبی یا آموزش­های معنوی نمی­باشد، گرچه با رشد اخلاقی، هیجانی و شناختی مرتبط شده است، اما با هیچ یک از آنها نیز همانند نمی باشد. زیرا انواع مختلف هوش به میزان متفاوتی توسعه می­یابند. یک نفر ممکن است بیشتر در یکی از حیطه­ها رشد یابد ولی در حیطه­هاى دیگر نه. رسش و رشد معنوی، جلوه­ای از هوش معنوی، شامل درجه­ای از رشد اخلاقی و هیجانی و همچنین رفتار اخلاقی است (سهرابی، 1387).

بلوغ معنوی به عنوان یکی از جلوه­های هوش معنوی، شامل درجه­ای از بلوغ هیجانی و بلوغ اخلاقی (روحیۀ اخلاقی) و رفتار اخلاقی می­شود و خردمندی و دلسوزی برای دیگران را صرف نظر از جنس، قومیت، سن یا نژاد در بر می­گیرد. از این رو، می­توان گفت بلوغ معنوی دید عمیق و گسترده­ای است که با آگاهی همراه است و شامل ارتباط زندگی درونی ذهن با زندگی بیرونی می­شود (وگان، 2002).

ایمونز (2000) معتقد است که هوش معنوی ممکن است در قالب­های زیر مشاهده شود: صداقت، دلسوزی، توجه به تمام سطوح هشیاری، همدردی متقابل، وجود حسی مبنی بر اینکه نقش مهمی در یک کل وسیع­تر دارد، بخشش و خیرخواهی معنوی و عملی، در جستجوی سازگاری و هم سطح شدن با طبیعت و کل هستی، راحت بودن در تنهایی بدون داشتن احساس تنهایی. نوبل و وگان (2002 به نقل از نازل، 2004) معتقدند که مؤلفه­های هشت گانه­ای که نشان دهنده هوش معنوی رشد یافته هستند، عبارتند از: درستی و صراحت، تمامیت، تواضع، مهربانی، سخاوت، تحمل، مقاومت و پایداری و تمایل به بر طرف کردن نیازهای دیگران. عبداله­زاده، باقرپور، بوژمهرانی و لطفی (1388) در کتاب هوش معنوی، اجزاء هوش معنوی را شامل عشق و شفقت، قدرت و عدالت متمرکز، شفا و بخشش، زندگی با شوق، زندگی باوقار، یکدلی و تعهد[1]، پیوند و خدمت خلاق[2] می­دانند.

افرادی که هوش معنوی بالایی دارند، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند. آنان این ظرفیت را دارند که بخشی از فعالیت­های روزانه خود را به اعمال روحانی و معنوی اختصاص بدهند و فضایلی مانند بخشش، سپاسگزاری، فروتنی، دلسوزی و خرد را از خود بروز دهند (ایمونز، 2000).

 

2-3-3-7- مؤلفه­های هوش معنوی در دین اسلام

در اسلام به طور ضمنی هوش معنوی مورد توجه فراوانی قرار گرفته است. برای مثال عوامل مؤثر بر هوش معنوی در متون اسلامی تقوا و پرهیزگاری به همراه تمرینات روزمره از قبیل تدبر در خلقت، تدبر در آفاق و انفس، روزه­داری، عبادات، خواندن قرآن و تدبر صادقانه در آیات قلمداد شده است (سهرابی، 1387). قرآن به افراد باهوش معنوی بالا، صفت اولوالاباب می­دهد، که منظور افرادی هستند که به جوهره حقیقت پی برده­اند و از پرده­های اوهام عبور کرده­اند. به طور کلی، اصولی که در دین مبنایی مطرح شده است، مانند دستیابی به وحدت در ورای کثرت ظاهری، یافتن پاسخ در مورد مبدأ هستی و تشخیص الگوهای معنوی و تنظیم رفتار بر مبنای آنها، محورهای اصلی هوش معنوی هستند. ما می­توانیم با رشد هوش معنوی، انسان­های دینداری پرورش دهیم. هوش معنوی به افراد، دلسوزی، مهربانی، یکپارچگی در تفاوت­ها و اتکا به معناداری را می­آموزد (غباری بناب و  همکاران، 1386)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   پایان نامه شخصیت بهبود یافتگان و بهبود نایافتگان اعتیاد) ملاک‌های وابستگی به مواد

عسگری­وزیری و زارعی­متین (1390) در پژهش خود برخی ازمولفه­های هوش معنوی، که در ضمن مطالعات اولیه در منابع دینی شناسایی شده بیان نموده­اند که عبارتند از:

1- مشاهده وحدت در ورای کثرت ظاهری؛2- تشخیص و دریافت پیام­های معنوی از پدیده­ها و اتفاقات؛3- سؤال و دریافت جواب معنوی درباره منشأ و مبدأ هستی(مبدأ و معاد)؛4- تشخیص قوام هستی و روابط بین فردی بر فضیلت عدالت انسانی؛5- تشخیص فضیلت عفو و گذشت در روابط بین فردی؛6- تشخیص الگوهای معنوی و تنظیم رفتار بر مبنای الگوی معنوی؛7- تشخیص کرامت و ارزش فردی و حفظ و رشد و شکوفایی این کرامت؛8- تشخیص فرایند رشد معنوی و تنظیم عوامل درونی و بیرونی در جهت رشد بهینه این فرایند معنوی؛9- تشخیص معنای زندگی، مرگ وحوادث مربوط به حیات، مرگ و برزخ، بهشت و دوزخ روانی؛10-درک حضور خداوندی در زندگی معمولی؛11-درک زیبایی­های هنری و طبیعی و ایجاد حس قدردانی و تشکر؛12-داشتن ذوق عشق و عرفان که در آن عشق به وصال منشأ دانش است، نه استدلال و قیاس؛13- داشتن هوش شاعرانه که معنای نهفته در یک قطعۀ شعری را بفهمد.14-هوش معنوی موجب فهم آیات و درک عمیق­تر کلام انبیا می­شود.15-هوش معنوی به فهم داستان های متون مقدس و استنباط معنای نمادین این داستان­ها کمک فراوان می­کند.16-هوش معنوی که در قرآن درباره اولوالالباب گفته شده است، موجب می شود افراد به  جوهره حقیقت پی­ببرند واز پرده­های اوهام عبور کنند.17- انقیاد در برابر خداوند متعال؛18- دارا بودن فضیلت­های اخلاقی و ارزش­های معنوی؛19-مهرورزی نسبت به مردم؛20-اخلاص؛21- شرح صدر؛22- علم گرایی و روحیۀ دانش افزایی؛23- عقل محوری؛24-توکّل و تفویض؛25- مجاهدت و مقاومت؛26-مسئولیت پذیری؛27- وظیفه گرایی؛28-داشتن رابطۀ معرفتی  معنوی با انسان کامل معصوم و توسل به او.29-یاد خدا در همۀ حال؛30-کار برای خدا و توحید اندیشی و توحید روشی؛31- مردم باوری و مردم دوستی؛32- توسعۀ رفتار شهروند سازمانی منطبق بر ارزش­های اخلاقی دین مبین اسلام.

[1] Living with Dignity, Empathy and Commitment

[2] Creative Connection and Service