هوش هیجانی و موفقیت شغلی /پایان نامه فرزندپروری والدین و هوش هیجانی و پرخاشگری- قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس

که پیامد آن فروش بیشتر است. اگر توانایی ابراز همدلی با مشتری را داشته باشیم،‌ می توانیم سریع‌تر،‌ مؤثرتر مسأله یابی کرده و ارتباطات بهتری با مشتریان برقرار کنیم. توسعه روابط مثبت و مستحکم با مشتریان از طریق راهکارهای بزرگ و کوچک حتی در زمان بروز مشکلات می تواند به فروش بیشتر، همکاری و مشارکت بهتر با مشتریان ختم شود (دهشیری، 1387).

6 – گروه ها: امروزه گروه ها در مورد مسایل سازمانی بیش از گذشته مسئولیت بر دوش دارند. آنها تحت فشارند تا با آن دسته از افرادی که از داخل یا خارج سازمان تاکنون آنها را ندیده اند به آرامی رفتار کنند ضمن اینکه فرصت ها محدود و منابع کمیاب هستند. فن آوری به شدت در حال پیشرفت است و به تبع آن اعضای گروه دائماً‌ تغییر  می کنند در چنین شرایطی چیزهایی که اطرافتان هستند به آسانی شما را اندوهگین، ‌دلسرد و سردرگم می سازند. وقتی یکی از اعضا گروه به موقع نتواند کارش را تحویل دهد طبیعتاً ‌احساس خشم می کنیم. وقتی منابع هدر برود و یا در حالی که انتظار داریم علی رغم منابع کافی در موعد مقرر کاری انجام شود،‌ ولی موفق نمی شویم‌، احساس ناراحتی و عصبانیت می کنیم. در چنین وضعیتی همبستگی، ‌انسجام گروه و اثر بخشی فعالیتها از بین رفته و نه تنها حرکت رشد و پیشرفت آهسته می شود، بلکه حالت لاک پشتی پیدا می کند، معرفی و عرضه محصولات و کالاهای جدید با شکست مواجه شده و سهم بازار به رقبا واگذار می شود.

گروه ها با ارتقای هوش هیجانی می توانند به طور چشمگیری مراحل شکل گیری گروهی را کوتاه تر کنند. در چنین حالتی اعضای گروه می توانند به طور کارآمد و اثربخش با آشفتگی های هیجانی خودشان و دیگر اعضای گروه به خوبی مدارا کنند و چنین هیجان هایی را عامل و منبعی برای رشد،‌ توسعه، همبستگی و اعتماد سازی بین اعضای گروه بدانند. هویت جمعی (روح همکاری) از طریق توسعه نگرش «خواستن توانستن است» می تواند تحقق یابد. طرح های مهمی که اهمیت خاصی برای سازمان در بردارند در زمان مقرر و با بودجه تعیین شده، ‌محقق می شوند، بنابراین سازمان به علت انجام برنامه ها طبق جدول زمان بندی اجرای فعالیت ها شهرت و اعتبار کسب خواهد کرد (دهشیری، 1387).

7 – شعب ارایه خدمات به مشتری: شعب ارایه خدمات به مشتریان، ‌به طور دائم با مشتریان کم حوصله و عصبانی در طول روز مواجه است. آنها بدون آنکه گناهی مرتکب شده باشند گاهی از سوی مشتریان مورد بی مهری و دشنام قرار می گیرند. مشتریان کم حوصله، عصبانی و خشمگین می توانند کارکنان چنین مراکزی را از کوره به در برده و جنون زده کرده و در آنها انزجار و خشم ایجاد کنند. اگر کارکنان این شعب دارای مهارت های هوش هیجانی بالا نباشند ممکن است میزان بحث و جدل با مشتریان بالا بگیرد که در این شرایط برای ختم غائله، رئیس شعبه دخالت کند و از همه بهتر مناقشات باعث می شود سازمان، ‌مشتریانش را از دست بدهد. یک مشتری ناراضی بی واسطه رفتار بد و نامناسبی که با او می شود نارضایتی خودش را عموماً ‌به 10 تا 15 نفر از دوستان و اطرافیانش بازگو می کند. آن دسته از شعب ارایه خدمات به مشتری که مهارت های هوش هیجانی خود را ارتقاء داده اند در مواجه با خشم مشتریان به خوبی می توانند هیجان های واکنشی خودشان را اداره کرده و آرام،‌ خونسرد و متین باشند تا مشتریان نگاهی صمیمانه از آنان در ذهن داشته باشند، ‌بنابراین در هنگام گفتگو با مشتریان،‌ همواره این نکته باید رعایت شود. توانایی ابراز همدلی با مشتریان کم حوصله این امکان را فراهم می آورد تا مسأله یابی سریع تر و مؤثرتر صورت گیرد و ارتباطات با مشتری بهبود یابد. حفظ رضایت مشتری در شرایطی که با تعارض و تضاد مواجه هستیم به وفاداری بیشتر مشتری کمک می کند. مشتری وفادار رضایت خود را به دوستانش بازگو می کند،‌ در نتیجه هر چه وفاداری مشتری افزایش یابد، ‌میزان سوددهی نیز بیشتر می شود (دهشیری، 1387).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   سمبولیسم و آموزه برین‌الگوها:پایان نامه درباره روانشناسی

8 – کارشناسان فنی: این افراد دائماً‌ به دلیل انجام کار بیشتر، ارزان تر، ‌با  کیفیت تر، ‌بدون آنکه سرعت انجام کار کاهش یابد دائماً تحت فشارند. کارشناسان فنی برای اتمام طرح های پژوهش های در دست اقدام باید ساعت های متمادی به سختی کار کنند. به همین منظور برای ایجاد فضایی نوآورانه مجبورند ضمن چالش با سایرین، ‌با افراد زیادی از واحدهای مختلف تعامل کنند و در بسیاری از موارد وظایفی را انجام دهند که تمایلی به انجام آن ندارند. چنین وضعیتی باعث می شود کارشناسان فنی در بسیاری از مواقع دچار بی تابی، ‌انزجار،‌ اضطراب،‌ رنجش و فشار روانی شوند. این هیجان های منفی منجر به انفجارهای هیجانی (تسخیر عصبی) می شود. از جمله عوارض آن ایجاد یک واکنش فیزیولوژیکی در مغز است که مانع از فکر کردن روشن و منطقی در افراد، ایجاد مشکل در ارتباط و افزایش اشتباهات و خطاهای مختلف می شود که خلاقیت را متوقف می سازد (دهشیری، 1387).

9 – کارمندان: حجم بالای امور روزمره که بخش عمده ای از کارمندان اجرایی باید انجام دهند سبب غرق شدن آنان در امور جاری می شود. سرپرستان بیشتر از افرادی حمایت می کنند که ضمن مسافرت بیشتر،‌ فعالیت های افزون‌تری در موعد مقرر کمتری برای هر وظیفه انجام دهند. ظهور سیستم های جدید رایانه ای نیازها، ‌خط مشی‌ها و رویه های نوین، ‌همگی به این ناکامی ها اضافه می شود. به وجود آمدن وقفه های لحظه به لحظه و دائم در کارها، ‌امری طبیعی (هنجار) محسوب می شوند. آیا جای تعجب نیست که کارمندان در مقابل این همه خواسته ها و انتظارات مختلف احساس ناکامی،‌ نگرانی، ‌ملالت،‌ سردرگمی، ‌ترس و یا حتی احساس گناه نکنند؟ این احساسات می تواند منجر به ایجاد فضایی شود که کارمندان در مقابل همه کارهایی که باید انجام دهند احساس فلج شدن کنند بنابراین در این حالت آشکارا کارها معوق مانده و متعاقب آن خطاها و لغزش ها افزایش می یابد. در نتیجه این گونه احساس می شود که کارکنان کنترلی به کارشان ندارند. پیامد چنین تفکری به وجود آمدن حالت افسردگی است که در آن تعداد شکایات،‌ گله مندی ها و غیبت ها افزایش می یابد، ‌ضمن آنکه سلامت جمعی کارکنان،‌ نوع طرز تلقی،‌ روحیه و اعتماد به نفس آنها دچار آسیب های جدی می شود. ارتقا مهارت های هیجانی افراد را قادر می سازد که تقاضاهای مختلف،‌ وقفه های کاری، ‌اعتراضها و ضرورت ها را به خوبی و با ظرافت پاسخ دهند. فرآیندهای کاری، ‌بانک های اطلاعاتی و اجرای طرح ها راحت تر انجام شود(دهشیری، 1387).

[1] Gerits & et al

[2] Hunt & Evans

  • 2
هوش هیجانی و موفقیت شغلی /پایان نامه فرزندپروری والدین و هوش هیجانی و پرخاشگری- قسمت 2 آرایش ، زیبایی و مدل لباس