ر سازمانی پژوهش های اولیه در مورد ویژگی های شخصیتی بر مواردی همچون گروه خونی و … متمرکز شده است که اعتبار این پژوهش ها پایین است . از طرف دیگر شخصیت در رفتار سازمانی با رویکرد هایی همچون روانکاوی قابل مطالعه نیست ، اما بعد از پیدایش رویکرد صفات در مطالعه شخصیت و خصوصا ً ظهور مدل پنج ویژگی مهم شخصیتی[27] ، تمایل زیادی به انجام پژوهش در زمینه شخصیت و عملکرد سازمانی به وجود آمده و پژوهش های قابل توجهی با این رویکرد نسبت به شخصیت صورت گرفته است . به خصوص اخیرا ً اکثر پژوهش ها در مورد رابطه شخصیت و عملکرد با استفاده از مدل پنج عامل عمده صورت می گیرد . این رویکرد را با جزئیات بیشتری بحث می کنیم . به عبارت ساده هنگامی که ما می خواهیم فردی را توصیف کنیم عموما ً بر واژه ویژگی ها اتکا می کنیم . مثلا وقتی می گوییم یک نفر سخت کوش است ، یا فردی خجالتی است ، فردی صادق است ، بر ویژگی ها تاکید می کنیم . ما می توانیم ویژگی ها را به عنوان ابعاد تفاوت های فردی در تمایل به نشان دادن الگوهای پویای تفکرات ، احساسات و فعالیتها تعریف کنیم . این یک تعریف پدیده شناختی است .

تئوری یونگ در مورد گونه های روانشناختی مبنای بسیاری از ابزارهای شخصیت شد . به ویژه مقیاسی برای سنجش درونگرایی و برونگرایی رایج شد . در یکی از پروژه های اولیه تحلیل عاملی شخصیت گیلفورد (1934) معیارهای برونگرایی – درونگرایی را تحلیل کردند و دریافتند که چندین ویژگی متفاوت وجود دارد . گیلفورد مطالعات تحلیل عاملی شخصیت خود را ادامه داد و یک پرسشنامه با ده ویژگی تدوین کرد که زمینه یاب خلق و خوی گیلفورد – زیمزمن[28] نامیده شد . کتل از روش تحلیل عوامل برای شناخت صفات شخصیت استفاده نمود . به نظر کتل یک نظریه شخصیت باید پیش بینی کننده رفتار آدمی در شرایط و اوضاع و احوال معینی باشد از این رو در تعریف شخصیت می گوید : شخصیت چیزی است که اجازه می دهد که رفتار آدمی را پیش بینی کنیم که در اوضاع و احوال معینی چه رفتاری خواهد داشت . صفت در اصطلاح کتل مفهوم وسیع تری دارد و عبارت است از ساخت ذهنی یا استنتاجی که از مداخله رفتار حاصل شده و تنظیم و پایداری آن رفتار را بر عهده دارد .

نظریه پردازان دیگری که از رویکرد صفات در شخصیت تبعیت کرده است آیزنگ می باشد . اگرچه آیزنگ از نظریه صفات حمایت می کند اما بر لزوم تهیه ابزارهای کارآمد اندازه گیری ، ضرورت ابداع نظریه ای ابطال ناپذیر و دست یابی به مبنای زیستی برای هر صفت تاکید می ورزد . آیزنگ چنین تلاش هایی را به این دلیل بی اهمیت تلقی می کند که تا از تبیین های دورانی بی معنایی که در آن یک صفت برای توضیح یک رفتار بکار می رود و دوباره همان رفتار مبنای آن صفت قرار می گیرد ، اجتناب شود . برای مثال وقتی فرد ارتباط های زیادی با دیگران دارد علت آن را اجتماعی بودن وی به حساب می آوریم در عین حال می دانیم که او موجودی است اجتماعی ، زیرا دیدده ایم که او وقت زیادی را به صحبت کردن با دیگران می گذراند .

آیزنگ مطرح کرد که برون گرایی یکی از دو بعد اساسی است که در سیاهه شخصیتی تکرار شده است . بعد دوم عدم ثبات هیجانی است . اچ.جی.آیزنگ و بی.جی.آیزنگ بعد سومی را به نام روان رنجوری به ابعاد اصلی شخصیت شان اضافه کردند .لازم به ذکر است که تحلیل عوامل را نخست اسپیرمن در روان شناسی وارد کرد . شهرت او بیشتر به خاطر پژوهشی است که درباره استعدادهای روانی انجام داده است . در اوایل دهه بعد از 1900 هنگامی که ضریب همبستگی در رشته آمار به عنوان نقطه عطفی هیجان انگیز تلقی می شد اسپیرمن آزمون های مختلف سنجش استعداد را در مورد کودکان اجرا کرد (چشم آذر،1379،42).

پژوهش های جدید تحلیل عوامل و پیدایش مدل پنج عامل عمده شخصیت :

در سال 1963 مطالعه در تحلیل عاملی گزارش شد که پایه پژوهش های بعدی قرار گرفت . از پژوهش های آلپورت ، کتل و آیزنگ که از درجه بندی همسالان استفاده می شود پنج عامل عمده به دست آمد که امروزه به همین نام مشهور است . بعد از این پژوهش مشابهی انجام شد . فیسکه[29] به منظور اصلاح کارهای کتل مطالعاتی را شروع کرد . او با بکارگیری بیست و یک مقیاس دوقطبی کتل نتوانست به بیشتر از پنج عامل ترکیبی دست یابد (چشم آذر،1379،42).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   ویژگی شخصیتی مدیران/پایان نامه ویژگی¬های شخصیتی و مدیریت تعارض مدیران

در اواخر سال 1950 نیروی هوایی ارتش آمریکا تلاش نمود که کارایی کارکنان خود را پیش بینی نماید و این امر به عهده تیوپس (1957) گذاشته شد . تیوپس و کریستال (1961) تحلیل عوامل خود را بر اساس 30 مقیاس دوقطبی به کتل گزارش نمودند . آنها کارهای قبلی کتل و فیسکه را دوباره مورد تحلیل قرار دادند و تمام آنها را در پنج عامل قابل قبول به نام های شاد خویی ، سازگاری ، قابلیت اطمینان ، ثبات هیجانی و فرهنگ طبقه بندی کردند . این مطالعه در یک گزارش ناشناخته نیروی هوایی منتشر شد .

نورمن[30] در سال 1963 این گزارش را دید و ساخت پنچ عامل را دوباره تحت عنوان ( قدمی به سوی طبقه بندی مناسب صفات ویژه شخصیت ) پیشنهاد داد .

بورگاتا از مطالعه طولانی تعامل یک گروه کوچک پنج عامل پدیدار نمود و او عناوین معمولی را به این پنج عامل داد و تفسیر خاصی از آنها ارائه ننمود . اسمیت هم برای مطالعه درجه بندی دانشجویان دانشگاه فقط برای پنج عامل شواهدی پیدا کرد (چشم آذر،1379،42).

در دهه گذشته علاقه فزاینده ای به مدل پنج عامل ایجاد شده است . گلدبرگ[31] در نتیجه یک تحلیل واژگانی متوجه قدرت این مدل گردید و اظهار نمود که باید خاطرنشان ساخت که هر مدلی حائز اهمیت است ، این است که شخصیت تمامیت و وجود فرد است و تمامی وجود فرد شاید در صفت یا ویژگی که رویکرد اشاره می کند ، نگنجد .

شکل 2-11: پنج عامل عمده شخصیت و نمونه و ویژگی های مرتبط قطب مثبت و منفی

پنج عامل نمونه توصیفات قطب مثبت ویژگی مرتبط نمونه توصیفات قطب منفی ویژگی مرتبط
برونگرایی اجتماعی ، جسور ، پر حرف ، فعال ، معاشرتی ، بلند پرواز ، پر انرژی ، پر اشتیاق ، گویا آرام ، محتاط و کناره گیر ، کم حرف ، کم رو
وجدان دقیق ، متفکر ، مسئول ، موفقیت مدار ، خود نظم ، سخت کوش متلون و ناسازگار ، بی انظباط ، انسدادی – انفجاری ، غیر قابل اعتماد
ثبات هیجانی آرام ، با آرامش ، خود باور ، ثابت قدم مضطرب ، افسرده ، عصبی ، غمگین ، دلواپس ، آسیب پذیر ، انتقاد پذیر
سازگاری مودب ، انعطاف پذیر ، مشارکتی ، صبور و بردبار ، سازگار ، پشتیبان و حامی ، صادق ، ایثارگر ،مهربان ، همدرد ، دلسوز ، فروتن و کم ادعا بی عاطفه ، بی ادب و خشن ، پر کینه ، بی تفاوت ، خودخواه ، خود محور ، لجوج و کینه توز ، جاه طلب
تجزیه پذیری خردمند ، خلاق ، پر تخیل ، پر فکر ، نوآور ، بصیر ، پیچیده ساده ، بی تخیل

(Kierstead,1998,Mccrae,Gosta,Busch,1986)

 

[1] Conscientiousness

[2] Agreeableness

[3] Extraversion

[4] Nervousness

[5] Openness to Experience

[6] Chang

[7] Personality

[8] Salvatore Maddi

[9] Relative Stability of Characteristics

[10] Commonalities and Differences

[11] Psychoanalysis Approach

[12] Zigmond Froid

[13] ID

[14] Ego

[15] Super Ego

[16] New Psychoanalysis Approach

[17] Humanism Approach

[18] Cognitive Approach

[19] Gorge Cley

[20] Behaviorism Approach

[21] B.F Skinner

[22] Social Learning Approach

[23] Albert Bandora

[24] Rater

[25] MC Cllaand

[26] Zocerman

[27] Five Factor Model of Personality (FFMP)

[28] Galiford_Zimmerman Temperament Survey

[29] Fiske

[30] Norman

[31] Goldberge

  • 2