نکات مورد توجه قصه گو در حین قصه گویی

ماکادو[1](به نقل از یوسفی لویه ، 1386 ) به مواردی اشاره می کند که در قصه گویی برای کودکان باید رعایت شود :

قصه را به زبان و روش خاص خودتان بگوئید . از ژست هایتان استفاده کنید .

ایده اصلی قصه را در نظر بگیرید و به رویدادهای اصلی و به ترتیب وقوع آنها در قصه توجه داشته باشید .

پیش از حضور در گروه کودکان قصه را برای خود یا،دگیری بگویید و تمرین کنید .

هنگام قصه گویی تماس چشمی خود را با گروه حفظ کنید و به علایق، با بی قراری کودکان توجه کنید .

سرعت قصه گویی را با شرایط قصه تنظیم کنید . بخش های مهیج و تند را سریع تر و بخش های جدی را کندتر بگویید .

با صدای شفاف و مطمئن قصه بگویید ، شدت و لحن صدا را با شرایط قصه هماهنگ نمایید و صدایتان را با شخصیت های قصه متناسب کنید .

با طرح سوال هایی کودکان را تا حد امکان با قصه درگیر کنید .

نزدیک گروه بنشینید وپیش از شروع قصه مطمئن شوید همه کودکان راحت هستند.

برای ایجاد انتظار در کودکان یا توالی تأثیر گذار بین رویدادهای قصه ، پس از بالا بردن صدا از  مکث های شورانگیز استفاده کنید .

با نگرش ها وانگیزه های شخصیت های قصه ارتباط برقرار کنید .

ماکادو (1995 ) بیان می کند هنگامی که قصه های خوب توسط یک قصه گوی ماهر برای کودک گفته می شود کودک مشتاقانه گوش می دهد و به تصورات ذهنی او شکل می دهد .

 

2-3-7- ویژگی های قصه در فرآیند قصه درمانی

برای اینکه قصه بتواند توجه کودک را به طور واقعی به خود جلب کند باید او را سرگرم نماید و حس کنجکاوی اش را بر انگیزد . اما برای غنی کردن زندگی کودک قصه باید علاوه بر سرگرم کردن، تخیل کودک را نیز به کارگیرد و پرورش دهد و به او کمک کند تا فهم و ادراک خود را از محیط بالا ببرد و عواطف خود را منظم سازد و به آن تعادل بخشد . به علاوه قصه باید با نگرانی ها و آرزوهای کودک هماهنگ باشد تا کودک بتواند به مسائل و مشکلات خود پی ببرد و در پی حل آنها باشد (بتلهایم ، ترجمه شریعت زاده ، 1392 ) .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مفهوم انگیزش و انگیزه پیشرفت:پایان نامه درمورد پیشرفت تحصیلی

متخصصان بالینی از منابع مختلفی مثل افسانه ها ، فیلم ، موضوعات کارتونی و همزمان به وسیله تخیلات درمانگر یا کودک برای قصه سازی در فرآیند درمان استفاده می کنند . چند جزء اساسی قصه سازی در خلق داستان استعاره ای از نظر مایلز[2] و کراولی [3](1986 به نقل از اشنایدر[4]و داب[5] ، 2005) عبارت است از : (1) ارائه یک تعارض استعاره ای ، مشابه با تعارض کودک ، (2) تجسم فرایندهای ناخوداگاه از طریق انواع شخصیت ها مثل قهرمانان و تبهکاران ، که توانایی ها و ترس های قهرمانان را نمایش می دهد (3) ایجاد مجموعه شرایط یادگیری همزمان ، که باعث حس پیروزی و موفقیت در قهرمان شود ، (4) ارائه یک بحران استعاره ای که سرانجام باعث حل تعارض شود .(5) رشد احساس هویت جدید در قهرمان ، وقتی که به پیروزی می رسد (6) این راه حل منجر به فرآیندی ، همراه با احساس هویت جدید شود .

[1] -Machado

[2] -Maylze

[3] -Crawly

[4] -Schneider

[5]-Dube