اجتماع درمان مدار

اجتماع درمانی یا اجتماع درمان مدار[1] نوع خاصی از درمان است که در آن تغییر براساس زندگی اجتماعی در محیط بسته و ساخت یافته صورت می‌گیرد. در این اجتماع مسائل روزانه زندگی یعنی کار، احساس، رفتار، تفکر و فراغت از دیدگان درمانی مورد توجه جدی قرار گیرد و افراد آسیب دیده اجتماعی به ویژه معتادان الگوهای صحیح زندگی را فرا گرفته آن‌ها را تمرین می‌کنند.

این برنامه برای کمک و حمایت در جهت بهبودی معتادانی است که استعداد بازگشت به مصرف مواد دارند و در درمان‌های قبلی پیشرفت قابل توجهی از خود نشان نداده اند(لئون[2]، 1989).

2-10-1 تعریف اجتماع درمانی (اجتماع درمان مدار )

اجتماع درمان مدار یا TC یک برنامه ساختار یافته و نظارتی قوی است که برای درمان مسائل رفتاری، هیجانی و خانوادگی مصرف‌کنندگان مواد طراحی شده است. در اجتماع بر خودیاری، رشد فردی و حمایت همسالان تأکید می‌شود (لئون، 1989،به نقل از اسلام دوست،1389).

2-10-2 تاریخچه اجتماع درمان مدار

برنامه TC یک برنامه اقامتی بدون دارو برای بیماران وابسته به مواد است. ابداع این برنامه یک  دهه بعد از اجرای آن جهت درمان بیماران روانی بود که در بیمارستان‌های روانی، توسط جونز[3] و همکارانش در انگلستان در سال 1950 راه‌اندازی شد. هرچند این دو مدل(TC برای معتادان و TC برای بیماران روانی) به طور جدا از هم شکل گرفت ولی نام Therapeutic برای آن انتخاب گردید.

روش TC که ابتدا به اسم عامیانه synanon شناخته شد اولین بار به شکل کنونی در سال 1958 و تا حدی برگرفته از فلسفه حاکمه بر الکلی های گمنام (Anonymous A Lcholics) به کار گرفته شد و به سرعت کارایی خود را در درمان و بازتوانی معتادان نشان داد.

اجتماع درمان مدار یا TC حدود سه دهه است که به درمان بیماران مبتلا به سوء مصرف مواد می پردازد و در واقع جانشین رویکردهای طبی و روان پزشکی سنتی بوده است که به عنوان شیوه های درمان روان شناختی بیماران وابسته به مواد تثبیت شده است (لئون و روسال[4]، 1989).

گزارش ها در مورد نتایج عمل TC نشان می دهد که توفیق کلی یعنی عدم ارتکاب جرم، عدم مصرف مواد، در بین کسانی که دوره TC را تکمیل نموده اند برای یک دوره پیگیری[5] پنج تا هفت ساله بالاتر از 75 درصد است و در بین کسانی که دوره درمانی را ناقص رها می کنند در حدود 30 درصد می باشد، در مجموع 50 درصد کسانی که برای یکسال یا بیشتر در TC حضور داشتند برای یک دوره 3 تا 6 ساله پاک مانده اند (25 درصد برای افراد کمتر از یکسال) (لئون، 1990).

2-10-3 اهداف اجتماع درمان مدار

هدف TC ایجاد تغییرات کلی در سبک زندگی معتاد است که شامل موارد زیر می باشد:

  • پرهیز از مواد مخدر
  • ایجاد صداقت فردی
  • کسب مهارت های اجتماعی مفید
  • حذف عقاید ضد اجتماعی و رفتارهای غیرقانونی

در TC عملاً اهداف درمانی روان شناختی و اجتماعی به صورت همزمان تعقیب می شود و به منظور دستیابی به اهداف، معتاد مجبور است که مدتی حدود (3 ماه تا 3 سال) در اجتماعات درمان مدار زندگی کند و با برنامه های هدفمندی که برای وی در نظر گرفته شده است، سطح عملکرد وی نه تنها به سطح عملکرد قبل از بیماری برسد (بازپروری[6]) بلکه انواع جدیدی از رفتار که قبل از اعتیاد نیز در وی وجود نداشته است ایجاد گردد.

پرورش[7]، البته این یک یادگیری ساده رفتار نیست و درواقع در واقع درمان یک فرایند پیچیده یادگیری است که در نهایت به کسب مهارت‌های زندگی[8] معرفی می‌گردد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مؤلفه‌های یادگیری خودتنظیمی"پایان نامه درباره هوش هیجانی

2-10-4 دیدگاه‌های TC

TC سوءمصرف مواد را بیماری یا اختلال می داند که تمامی و یا بخشی از زمینه‌های عملکرد فردی (شناختی، رفتاری، هیجانی ، طبی، اجتماعی و معنوی )را در بر می‌گیرد.

به این جهت وابستگی فیزیولوژیک نسبت به کل شرایط مؤثر بر شخص، ثانوی تلقی می‌گردد. در TC مشکل یا مسئله اصلی خود شخص است نه مواد، اعتیاد یک علامت است نه ریشه اصلی اختلال و سم‌زدایی شیمیایی شرط وارد شدن به اجتماع درمان مدار است نه هدف آن. هدف بازتوانی ایجاد شرایط زندگی بدون مواد است. همچنین در TC افراد جدا از الگوهای مصرف مواد، از ابعاد عملکرد روانی و نقایص اجتماعی، تمایز داده می‌شوند.

افراد معتاد از نظر TC اغلب دارای تحمل ناکافی وضعیت در برابر ناراحتی‌ها، اعتمادبه‌نفس پایین، مشکل با مراجع قدرت و مشکل در زمینه مسئولیت‌پذیری، تفکرات غیر واقع‌بینانه، عدم صداقت و خودفریبی و… هستند. باتوجه به این خصوصیات در TC از افراد خواسته می‌شود به صورتی که می‌توانند و باید باشند رفتار کنند، نه به  صورتی که هستند و اعتقاد بر این است که رفتار کردن به شیوه درست باعث تغییر در شناخت و هیجانات فرد می‌شود. این تغییر مرحله به مرحله انجام می‌گیرد. هررفتاری که آموخته شود و به عمل درآید، گذر از یک مرحله به مرحله بعد راه را آسان‌تر می‌نماید. عوامل که در فرایند تغییر موثر هستند عبارتند از :

  1. انگیزه مندی (فرد دارای انگیزه کافی برای بهبودی می‌باشد )
  2. خودیاری و خود یاری متقابل (هر فرد هم در فرایند تعقیب خود مشارکت داشته باشد هم عنوان الگو و سرمشق در تغییر دیگران مؤثر واقع می‌شود ).
  3. یادگیری اجتماعی (الگوهای رفتاری بیمارگونه، گرایش‌ها و نقش های منفی، هیچ‌کدام در تنهایی ایجاد نشده اند و به طور مجزا از اجتماع و روابط انسانی نیز قابل برگشت و تغییر نیستند).

در تمامی آموزش‌های TC آنچه لازمه یک زندگی درست است (مثل صداقت و درستکاری، تأکید بر حال فرد، اخلاق کاری، مسئولیت‌پذیری فردی و اجتماعی، اعتمادبه‌نفس، آموزش یادگیری، مشارکت اجتماعی، اخلاق کاری و…)به چشم می‌خورد و تأکید می‌گردد (لئون1990، به نقل از ثریا اسلام دوست1389).

2-10-5 ساختار TC

با توجه به اهداف TC مسلماً رسیدن به این اهداف و گذر از فرایند پیچیده یادگیری نیاز به ساختاری دارد که نه تنها زمینه لازم برای تغییر را فراهم نماید بلکه تسهیل‌کننده این تغییر نیز می‌باشد. بدین ترتیب بی‌توجهی به این ساختار یا ساده پنداشتن در آن می‌تواند برنامه اجتماع درمان مدار را به راحتی از مسیر اصلی خود، یعنی ایجاد تغییرات کلی در سبک زندگی معتاد، منحرف سازد.

اجتماع درمان مدار در یک ساختار سلسله مراتبی می‌باشد که تشکیل شده است از کارمندان نسبتاً محدود و بیماران مقیم که در سطوح مختلف قرار دارند (تازه واردها یا  junior و رده‌های میانی یا Intermediate وارشدها یا Senior) و جامعه و خانواده را در محل اقامت تشکیل می‌دهد، این ساختار باعث می‌شود که همانند سازی فرد با سایرین که در رده‌های مختلف قرار دارند تقویت شود و یک مسئولیت دو طرفه بین آن‌ها برقرار گردد. در دو مورد هر بیمار نیز در جایی که سلسله‌مراتب قرار می‌گیرد، جایگاهی که بیمار در آن  قرار می‌گیرد با توجه به ارزیابی پرسنل درمان از وی تعیین می‌گردد و بستگی به میزان خودیاری            (Self help) ، مسئولیت‌پذیری، مشارکت و …به سطوح عالی تر ارتقا پیدا می‌کند. هر فرد مقیم در این سلسله مراتب وظایفی بر عهده  دارد که فعالیت روزانه او را تشکیل می‌دهد.

 

 

[1] Therapeutic Community

[2] Leon

[3] Jons

[4] Leon & Rosthal

[5] Follow-up

[6] rehabilitaion

[7] Habitlitation

[8] Life skill