– پیامد تنظیم مؤفق هیجانات

هیجان ها می توانند، هم سازمان دهنده ی توجه و هم مانعی برای سازماندهی توجه باشند، هم می توانند حل مسئله را تسهیل و هم مختل کنند و همچنین هم باعث ایجاد روابط و هم تخریب آن شوند. در خصوص مزایای تنظیم هیجان بیان شده که تنظیم هیجان یکی از مؤلفه های اساسی انعطاف پذیری و شایستگی فرد می باشد و همچنین به عنوان یکی از تعدیل کننده های اجتماعی قوی عمل می کند، پیش بینی کننده ی سلامت می باشد، در موفقیت، انطباقی اساسی است، توسط بعضی ها بعنوان بهترین پیش بینی کننده ی سازگاری معرفی شده است و برای موفقیت و شادکامی شدیداً مهم دانسته شده است (مک لم، 1390).

تنظیم هیجان یک فرایند محوری برای همه ی جنبه های عملکردی انسان است و نقش حیاتی در شیوه ای که افراد با تجارب استرس زا مقابله می کنند و شادی را تجربه می کنند، ایفا می کند. تنظیم هیجان دلالت های بالینی مهمی دارد، روش هایی که افراد هیجانهایشان را مدیریت می کنند، عملکرد روانشناختی (مانند مشکلات بیرونی[1] و مشکلات درونی[2] ) آنها را متأثر می سازد. همچنین تنظیم هیجان دارای تلویحات رشدی و اجتماعی مهمی مانند رشد همدلی و روابط با همسالان می باشد ( فوسکا[3]، 2008).

سایر تحقیقات نشان داده اند، اینکه آیا مردم اصول تنظیم هیجان را می دانند یانه، با سلامت، روابط اجتماعی نزدیک، درجات بالای تحصیلی و عملکرد شغلی بالا مرتبط است. طبق این
پژوهش ها افزایش مهارت های تنظیم شناختی هیجان دو اثر دارد:

  • پاسخ های خودکار به محرک های هیجانی مرتبط، به طریقی بهبود می یابند که مانع رشد هیجان منفی می شوند.

2- مهارت های تنظیم هیجان فرد را قادر به مواجهه با هیجانات منفی می کند که به روش سازگارانه‌تری پیش برود و به احتمال کمتری دچار مشکلات سلامت روان شود (برکینگ[4] و همکاران، 2008). تنظیم هیجان سازگارانه با اعتماد به نفس مثبت و تعاملات اجتماعی، افزایش در فراوانی تجارب هیجانی مثبت، مقابله مؤثر در مواجهه با موقعیت های پر استرس و حتی گسترش فعالیت های ممکن در پاسخ به موقعیت های اجتماعی، مرتبط است (دکر[5] و همکاران، 2008).

 

2-2-1-11-2- پیامد تنظیم نا مؤفق هیجانات

دانشمندان بالینی به طور فزاینده ای اهمیت هیجان را  در فهم آسیب شناسی روانی   فهمیده اند (محمدی، 1389). مهارت های تنظیم هیجان به چندین دلیل حائز اهمیت می باشند؛ اول اینکه، هیجان ها و احساس های منفی که ضرورتاً در شناخت و تشخیص معیار های سنجش یک اختلال ذکر نمی شوند، اغلب به الگو های رفتاری مربوط به یک اختلال اشاره می کنند (به طور مثال خشم، نشانه ای از پر خوری عصبی است و غم نشانه ای از سوء مصرف مواد است ). دوم، هیجانات منفی که ضرورتاً در ملاک های تشخیص ذکر نشده اند اغلب با مقابله ی مؤثر و اجرای راهبرد های یاد گرفته شده در درمان مداخله می کنند (مثلاً، اضطراب مانع حل مسئله فعال افراد افسرده می شود و خلق افسرده و احساس نا امیدی مانع از وارد شدن در موقعیت های ترسناک در افراد مضطرب می شود ). سرانجام، تعدادی از بیماران ازبیش از یک اختلال رنج می برند که       می تواند تا حدی با نقایص تنظیم هیجان تبیین شود؛ به عنوان مثال ناتوانی برای پذیرش احساس خود احتمالاً به پاسخ های متنوعی مثل اجتناب یا نشخوار منجر می شود که  عموماً منجر به اختلالات چند گانه مثل اضطراب و افسردگی می شود (برکینگ و همکاران، 2008).

شکست در تنظیم هیجان، بی نظمی[6] نامیده می شود که به طور موقت  می تواند موجب نشانه های اضطراب و به احتمال زیاد حتی ناراحتی شدید، رفتار های کنترل نشده و انزوا شود. هیجان نا منظم، با بسیاری از اختلالات روانشناختی که در افراد می بینیم ارتباط دارد         (اندامی خشک، 1392). در واقع، بر طبق نظر گراس (1998)، هیجان نامنظم شامل بسیاری از اختلالاتی می شود که در راهنمای آماری و تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM)[7] شرح داده شده است و شامل بیش از نیمی از اختلالات محور یک[8] و تمام اختلالات محور دو[9] است که مشخصه ی بارز آسیب شناسی روانی تلقی می شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نقش خانواده بر توانایی سازگاری کودک و نوجوان

از آنجا که تنظیم هیجان، بخش مهمی از زندگی هر فرد را به خود اختصاص می دهد، تعجب آور نیست که آشفتگی در هیجان و تنظیم آن می تواند منجر به اندوهگینی و حتی آسیب روانی شود (آمستادتر[10]، 2008).

بی نظمی هیجانی در زمینه های زیر نقش دارد :

  • اختلالات فیزیولوژیکی
  • اختلالات زیست شناختی
  • اختلالاتی که معلول استرس هستند
  • اختلالات روان شناختی

الگو های تنظیم هیجان که قویاً در توانایی فرد تداخل می کند می تواند نشانه های یک اختلال شوند. به طور مثال، مشکلات تنظیم هیجان منفی با اختلالاتی نظیر اضطراب و افسردگی رابطه دارد. احساس منفی، هنگام توجه به آسیب شناسی روانی مهم تر از احساسات مثبت هستند. چندین اختلال و نشانه فیزیکی وجود دارند که با بی نظمی هیجانی مرتبط هستند. بعضی از آنها شامل : 1) درد 2) سیگار کشیدن 3) بریدن اندام 4) اختلالات خوردن و 5) اعتیاد می شوند. تحقیقات نشان داده اند که بین مشکلات فیزیکی و هیجان منفی رابطه وجود دارد. نقش بی نظمی هیجانی در رشد اختلالات جسمانی شکل که نشانه اولیه آن درد است و بخشی از هیچ اختلال قابل شناسایی نیست، شناسایی شده است (مک لم، 2008؛ به نقل از محمدی، 1389).

والر وشیت[11] (2006؛ به نقل از محمدی، 1389) این اختلال را به توانایی کاهش یافته برای تجربه و تمایز هیجانات همانند ناتوانی برای بیان هیجانات به روش سالم، مرتبط می دانند. کنترل رفتاری هنگامی که خلق منفی است از بین می رود. خلق های منفی منجر به شکست در تنظیم،  قبل و حین و بعد از درمان می شوند. به طور مثال در طی درمان، تلاش ها برای متوقف کردن نوشیدن الکل موفق ترند، یعنی زمانی که هیجانات منفی تحت کنترل نگه داشته می شوند. بی‌نظمی هیجانی یک  نشانه ی مهم برای اختلالات درونی سازی و برونی سازی محسوب می شود.

تحقیقات نشان می دهند که افرادی که سطوح بالایی از روان رنجوری و نقایص تنظیم هیجان را بروز می دهند بیش از دیگران احتمال دارد که در رفتار های پر خطری که متعاقباً به افسردگی یا اضطراب منجر می شود درگیر شوند. افراد ی که راهبرد های تنظیم هیجان ضعیف را فراگرفته اند ممکن است بیش از دیگران مستعد استفاده از رفتار های پر خطر به عنوان ابزاری برای تسکین هیجان منفی باشند (اوریک، ایبلا و رینگوهو[12]، 2007).

در اینجا لیستی از ضعف های تنظیم هیجان ارائه شده است :

  • نشان دادن هیجانات خیلی شدید نسبت به موقعیت
  • ابراز هیجان با فراوانی بیشتر
  • داشتن مشکلاتی برای کاهش هیجانات منفی
  • وجود مشکل برای بازداری بیان هیجانی
  • مشکل در فهم تجارب هیجانی
  • تجربه هیجانات منفی بیشتر
  • نا توانی بیشتر برای آرام نمودن خود
  • داشتن سو گیری برای نشانه های منفی یا تهدید کننده
  • انتخاب راهبرد های پرخاشگرانه، اجتنابی یا نامربوط برای مواجهه با هیجانات منفی
  • عدم باور به اینکه هیجانات منفی قابل تغییرند
  • تمایل به تمرکز بر جنبه های منفی موقعیت ها
  • مشکلات کنترل توجه
  • ناتوانی برای تشخیص هیجانات خود (مک لم، 2008؛ به نقل از محمدی، 1389).

[1]-externalizing problems

[2]– internalizing problems

[3]-Fosca

[4]– Berking,

[5]-Decker

[6]-dyeregulation

[7]– Diagnostic and Statistical Manual of the Ameriecan Pychiatrie Association

[8]– dsm-IV axis I disorders

[9]-dsm-IV axis II disorders

[10]-Amstdater

[11]-Waller&-Scheidt

[12]-Auerbach,Abela&Ringo Ho